تبليغاتX
<►♥♥♥عاشقم کرد ونبود♥♥♥◄> ►♥♥♥عاشقم کرد و نبود♥♥♥◄


►♥♥♥عاشقم کرد و نبود♥♥♥◄

بنیاد ترانه بالاخره به روز شد

لینک ترانه من تو بنیاد ترانه


مي دونم يه روزی آخرش ميای

نوشته شده در سه شنبه یکم دی 1388ساعت 12:8 توسط قاسم عباسی|

باران تشنه شد

شبنم غصه خورد

آب گریست

ایثار پرده شرم بر سر کشید

خنده در این ایام اشک ریزان

شمع خاموش و پروانه خودسوز

و آه زمین گُر گرفت....

بغض آسمان سوخت

ایام شهادت امام حسین علیه السلام بر تمام شیعیان تسلیت باد

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 15:44 توسط قاسم عباسی|

تو می تونی یه کاری کن پناه آخرم باشی

از این آوارگی خسته م ، تو راه آخرم باشی

اگه عشقت گناهم بود ، گناه اولم بودی

یه کاری کن که تا زنده م ، گناه آخرم باشی

 

ببین که بیشتر از هر کس به عشق تو گرفتارم

تو فکر تو نمی گُنجه ، چه اندازه دوست دارم

اگه عشقِ گناه من ، سزاش هر لحظه آتیشه

میون عاشقات تنها ، به آتیش من سزاوارم

 

چشات وقتی که غم داره توی قلب من آشوبه

آخه پیش نگاه تو ، دلم از پیش یه مغلوبه

نگاهم کن نگاه تو ، به قلب مرده جون می ده

دل مُردَم توی سینه ، به عشقت داره می کوبه

 

اگه سهمم از عشق تو ، فقط غم باشه باز شادم

نداری باور اما من ، تو زندون تو آزادم

دوست دارم گل نازم ، تا روزی که خدا باشه

ندارم شکوه ای اما ، چرا از چشمت افتادم؟

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 19:47 توسط قاسم عباسی| |

با سلام به تمام دوستان

سایت بنیاد ترانه دوباره جان گرفت

مطلب نخست بنیاد ترانه

((دوستان عزیز در جریان هستند که در تمام طول این ماه بنیاد ترانه از دسترس همه خارج بود و به همین علت برای به روز رسانی یکم دی ماه مطلب چندانی نداریم!

از همه درخواست می کنم تا مطالبشان را تا قبل از بیست و هشتم به ایمیل سایت بفرستند.))

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 19:30 توسط قاسم عباسی|

 ((وطن))

تو دنیامون نمونده،از آرامش نشونـــی

قحطیِ عشق و وفاست،قحطیِ مهربونی

یه جا همه بی خیال،یه جای دیگه جنگه

تو سینه ها انگاری،به جای دل یه سنگه

بیاین با هم،هم قلم،خط بکشیم رو کینه

باز بی خیال نشینیم ، نگیم دنیا همینه

به جای تیر سربی،عشق تو دلا بزاریـــم

به جای سیم خاردار،تو مرزا گل بکاریم

بیاین با خط قرمز،خط بزنیم تفنـــــگُ

محو کنیم از کتابا،واژه ی نحس جنـگُ

بیاین با هم،هم قلم،خط بکشیم رو  دوری

آسمونــه سیـــاهو،آبـــی کنیــم یه جوری

رو این زمین خاکی،جا واسه ی همه هست

با هم بیا بشکنیم،تابلوِی ایست و بن بست

به جای بمب اتــم،بمب شادی بسازیـــم

بیاین تو هر خرابــه،یـه آبــادی بسـازیــم

بیاین با هم،هم قلم،خط بکشیم رو حسرت

همه دنیـا وطن شه،نبـاشه هیچ جا غربـت



((هرچه باداباد))

دل اسیر ش چون کوه ، او رها همچون باد
نه به بنـد مجنــونِ ، نه به فکــر فرهـاد

همه هستم دل بود ، که به او می دادم
بی تفـاوت هر بار ، او دلـم پـس می داد

مـن فدای آن گـل ، او ولـی سیـر از مـن
به غمش من دلخوش ، ز غمم او دلشاد

مـن جفـا دیـدم بـاز ، از وفـایـش خوانـدم
بـی وفاتـر از او ، او ! ، بـی وفـای مـادرزاد

شـده ویـران بر سر ، سقـف آرزوهـایـم
ز هوس قصر او ، بیش از پیش آباد

از غـم عشقـش گـر ، من بمیـرم روزی
پای عهدم هستـم ، هـر چـه بـادا بـاد!

دلخوشم شاید که ، بعد مرگم یک روز
لحظه ای هر چند کم ، میکند از من یاد


قاسم عباسی

نوشته شده در یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 15:41 توسط قاسم عباسی| |

با سلام به همه دوستان عزیز

ممنون از حضورتون

بنیاد ترانه به روز شد با ترانه هایی زیبا از دوستان ترانه سرا

این هم لینک ترانه من تو بنیاد ترانه


چرا از چشمت افتادم؟

نوشته شده در یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 8:31 توسط قاسم عباسی|


Design By : Night Skin